حاشیه نشینی؛ هجوم فرهنگ فقر بر شهر نشینی
حاشیه نشینیقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در بند اول خود تصریح می کند: «داشتن مسکن متناسب با نیازهای هر فرد و خانواده با اولویت نیازمند ترین ها» حق هر شهروند ایرانی است. همچنین، اصل سوم همان بند، یکی از مهم ترین وظیفه های حکومت اسلامی را «ایجاد محیط مساعد رشد فضایل اخلاقی و رفع تبعیض های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه» معرفی کرده است. همچنین گزارش های رسمی رشد و توسعه کشور و آمار و ارقام مثبتی که ارایه می شود، گاه بسیار امیدوار کننده به نظر می رسد؛ اما توسعه در جامعه ما، همچون بسیاری از جوامعی که تلاش می کنند فاصله بسیار زیاد خود را با قافله به سرعت پیش رونده جوامع مترقی کم کنند، وضعیتی بسیار متناقض یافته است. این تناقض خود را در چهره شهرها به مراتثب دقیق تر نمایان ساخته است.
شهرهای ما، مخصوصاً شهرهای بزرگمان، گرچه می توانند به توسعه انسانی یاری رسانند، اما از سویی دیگر، محدود کننده توسعه انسانی هستند. شهرها مرکز تنوع، فراوانی و نعمتند، با این حال خاستگاه فقر، نکبت و افول ارزش های انسانی نیز هستند. شهرهای ما گرچه به عالی ترین ابتکارها و خلاقیت های انسانی امکان بروز می دهند، اما عرصه کثیف ترین آزمندی های بشری نیز هستند. ما در شهرهایمان می توانیم بهترین خدمات اجتماعی موجود را بیابیم؛ اما همین شهرها، هم زمان بسیاری از معایب و آسیب های اجتماعی را نیز در بطن خود می پرورانند و آن را همچون مسأله ای اجتماعی رو در روی حیات جمعی مان قرار می دهند. این همان تصویر متناقض شهرهای ماست.
زندگی اطلس جغرافی ماست